زردی پسر نازم
روز سوم بردمت درمانگاه برای ازمایش غربالگری که تا دکتر تو رو دید گفت زردی داری سریع رفتیم ازمایش دادیم و بله زردیت رو 20 بود عزیزم با مسعودجون و خاله فرناز و بابایی با ماشین سریع رفتیم بیمارستان
بزرگتری دستگاه شونزده لامپه بیمارستان بستریت کردن
منم که دیگه نگو اینقد گریه کردمو غصه تو رو خوردم مامانی اخه اون بدن کوچولو و ضعیفت رو باید لخت میزاشتن تو دستگاه روی چشمای کوچولوت هم یه چشم بند میزاشتن
وای چه روزایی بود عزیزم ولی خدا رو شکر هر پنج ساعت که ازت خون میگرفتنو جیگر منو پاره پاره میکردن زردی تو هم اومد 16 و روز بعد 11 و روز سوم مرخص شدیم عزیزم
سه روز سختی رو گذروندیم عشقم ولی خدا رو شکر تو خوب شدی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


زردی پسر نازم
